گنجور

 
ساغر کنگاوری

چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی

که کار ما نه به گلچین و باغبان بودی

به بلبلان کهن ناله یاد می‌دادم

اگر به گوشه گلزارم آشیان بودی

اسیر دام بلا گشته‌ایم ما اینجا

وگرنه منزل ما روضه جنان بودی

مکن ملامتم ای دل که کار ما از عشق

چنین نبودی اگر یار مهربان بودی

رقیب گمشده غماز بزم ما گردید

وگرنه از همه کس راز ما نهان بودی

پی نثار ره دوست نقد جان در کف

اگر نبود مرا کار دل چه سان بودی

رقیب گفته که من نیز جان دهم به رهش

چه می‌شدی به میان پای امتحان بودی

ز جان‌سپاری عشاق چون دلت خوش بود

به رهگذار تو کاشم هزار جان بودی

شب وصال و سرودی و شمع و مجلس انس

بهشت می‌شد اگر باده در میان بودی

به کوی میکده بعد از وفات من ساغر

چه بودی ار سر من خاک آستان بودی

 
 
 
حافظ

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟

که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

بگفتمی که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»

گرم به هر سر مویی هزار جان بودی

برات خوش‌دلی ما چه کم شدی یا رب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حافظ
صائب

اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی

ز بوی گل قفسم رشک گلستان بودی

عنان گسسته نمی رفت باد پای نفس

اگر حضور درین تیره خاکدان بودی

گهر غبار یتیمی فشاندی از دامن

[...]

آشفتهٔ شیرازی

بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی

چه غم بکین اگرم دور آسمان بودی

نکات حسن لطیف است و عشق لطف از اوست

برمز عشق هم ایکاش نکته دان بودی

چه فایده که بشیرش زمصر میآید

[...]

صامت بروجردی

تو در مدینه دل شاد و کامران بودی

به پشت پرده عز و علا نهان بودی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه