کنج میخانه و ساقی و می و مینایی
خوشتر از هر چه به زیر فلک مینایی
خاک پا شو به ره بیسر و پایی وآنگه
پای بگذار به هر فرق فلکفرسایی
خضر راهم بشو ای بدرقه فیض ازل
دشت عشق است و خطرناکترین صحرایی
کشتی راندهام از عشق به غرقاب فنا
تا مگر گوهر یکتا برم از دریایی
همره من مشو ای شیخ نکونام که من
رند بدنامم و شهرت زده رسوایی
بس شنیدم سخن از نزهت جنات نعیم
دلکش از گوشه میخانه ندیدم جایی
می عشق است مرا کوثر و میخانه بهشت
ساقی آن حور پریچهر و ملکسیمایی
یاد از آن بزم محبت که تو بودی چون شمع
من به دور تو چو پروانه ناپروایی
ما که مستظهر الطاف خداییم چه غم
گر بود از پی امروز دو صد فردایی
این نه دیر است و حرم درگه عشق است و در او
سر شوریده قبول است و دل شیدایی
آرزو نیست ز اوضاع جهان ساغر را
غیر ساقی و می و مطرب بزمآرایی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو
[...]
گر گریزی به ملولی ز من سودایی
روکشان دست گزان جانب جان بازآیی
زین خیالی که کشان کرد تو را دست بکش
دست از او گر نکشی دست پشیمان خایی
رو بدو آر و بگو خواجه کجا میکشی ام
[...]
تو پریزاده ندانم ز کجا میآیی
کآدمیزاده نباشد به چنین زیبایی
راست خواهی نه حلال است که پنهان دارند
مثل این روی و نشاید که به کس بنمایی
سرو با قامت زیبای تو در مجلس باغ
[...]
اثر لطف خدایی که چنین زیبایی
تا تو منظور منی شاکرم از بینایی
نیست ما را شب وصل تو میسر زیرا
که شب تیره شود روز چو رخ بنمایی
چون خیال تو ز پیشم نفسی خالی نیست
[...]
محرمی کو که پیامی برد از من جایی
خدمتی رفع کند پیش جهان آرایی
عجبی ، نادرهیی ، طُرفه کشی ، چالاکی
شکرینی ، نمکینی ، صنمی ، زیبایی
امشب ای پیکِ صبا گر قدمی رنجه کنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.