تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم
وقت شد وقت که از آتش دل جوش زنم
چند هشیاری و عقلم ره تقوی سپرند
عشق کو عشق که راه خرد و هوش زنم
عقل را پای کشم در خم چوگان جنون
دست در حلقه رندان قدحنوش زنم
زاهدان را همه در صومعهها خونریزم
طعنه بر مدعی خون سیاووش زنم
گر به دیوان جزا محتسبم مست کشد
دست بر دامن آن شاه خطاپوش زنم
در بر سوخته عشق توام خام هنوز
من که در میکدهها چون خم می جوش زنم
من که از دور تماشا نتوانم هیهات
که شبی دست بر آن زلف و بناگوش زنم
وعده بوسه شنیدم ز لبش چون ساغر
دم عیسی نفسی زآن دهن بوس زنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق عاشقانهاش میپردازد و از عشق و جنون سخن میگوید. او به چالش کشیدن محدودیتهای عقل و ادب اشاره میکند و میخواهد از قید و بندهای متعارف رها شود. با اشاره به مناسک مذهبی، نیت خود را برای ابراز آزادانه عشق و احساسات خود نشان میدهد و به دنبال فرصتهایی است که بتواند عشق خود را با شور و اشتیاق ابراز کند. شاعر به جذابیت و شیرینی عشق اشاره میکند و به یادآوری وعدههای عاشقانه برای بوسه از معشوق میپردازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.