آن شب که قرین جام گشتم
بیلعل تو تلخکام گشتم
با فکر رخ و خیال زلفت
سرگشته صبح و شام گشتم
آشفته و طیرهدل که بینی
زآن طره مشکفام گشتم
مشکن پر و بال من که من خود
دانسته اسیر دام گشتم
تا عشق تو آشنای من شد
بیگانه ز ننگ و نام گشتم
چندان رفتم ز یاد صیاد
کافسرده به کنج دام گشتم
در میکده رفتم و چو ساغر
مست می لعلفام گشتم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.