گنجور

 
سعدی

چه گنج‌ها بنهادند و دیگری برداشت

چه رنج‌ها بکِشیدند و دیگری آسود

به تازیانه‌ی مرگ از سرش به‌در کردند

که سلطنت به سرِ تازیانه می‌فرمود

نَفَس که نَفْس بَر او تکیه می‌کُند، باد است

به وقتِ مرگ بداند که: باد می‌پیمود