گنجور

بخش ۳۵

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت
 

نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی، نادان نبودی

چون نداری کمال ِ فضل آن به

که زبان در دهان نگه داری

آدمی را زبان فضیحه کند،

جوز ِ بی‌مغز را سبک‌ساری

خری را ابلهی تعلیم می‌داد

بر او بر صرف کرده سعی ِ دایم

حکیمی گفت‌اش ای نادان چه کوشی؟

در این سودا بترس از لوم ِ لایم

نیاموزد بهایم از تو گفتار

تو خاموشی بیاموز از بهایم

هر که تأمل نکند در جواب

بیش‌تر آید سخن‌اش ناصواب

یا سخن آرای چو مردم به‌هوش

وحشت آموزد و خیانت و ریو

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

payam نوشته:

مصرع اول بیت دوم:
آدمی را زبان فضیحه کند

👆☹

امیر شاهرخ بابایی نوشته:

ضمن تایید متن آقای پیام فکر میکنم مصرع اول آدمی را زبان فضیحه کند درست است

👆☹

ساسان نوشته:

در آخرین مصراع در برخی نسخ آورده شده:
” یا بنشین چون حیوان خموش”

👆☹

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای