گنجور

حکایت شمارهٔ ۴۷

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

دیدم گل تازه چند دسته

بر گنبدی از گیاه رسته

گفتم: چه بود گیاه ناچیز

تا در صف گل نشیند او نیز؟

بگریست گیاه و گفت خاموش

صحبت نکند کرم فراموش

گر نیست جمال و رنگ و بویم

آخر نه گیاه باغ اویم؟

من بنده حضرت کریمم

پرورده نعمت قدیمم

گر بی هنرم وگر هنرمند

لطف است امیدم از خداوند

با آن که بضاعتی ندارم

سرمایه طاعتی ندارم

او چاره کار بنده داند

چون هیچ وسیلتش نماند

رسم است که مالکان تحریر

آزاد کنند بنده پیر

ای بار خدای عالم آرای

بر بنده پیر خود ببخشای

سعدی ره کعبه رضا گیر

ای مرد خدا در خدا گیر

بدبخت کسی که سر بتابد

زین در که دری دگر بیابد

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۵۸ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۸۲ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۲۷ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۳۱ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۱۱۹ گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۱۱۹ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۱۰۶ گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب » تصویر ۱۴۵ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۲۶ گلستان با بوستان در حاشیهٔ به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر ۱۴۸ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر ۱۱۴ گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری » تصویر ۴۶

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عزیز عزیزی مودب نوشته:

این حکایت طبق کتاب غلامحسین یوسفی حکایت شماره ۴۶ است

👆☹

امین نوشته:

دیدم گل تازه چند دسته
بر گنبدی از گیاه رسته
گفتم: چه بود گیاه ناچیز
تا در صف گل نشیند او نیز؟
بگریست گیاه و گفت خاموش
صحبت نکند کرم فراموش
گر نیست جمال و رنگ و بویم
آخر نه گیاه باغ اوییم؟
من بنده حضرت کریمم
پرورده نعمت قدیمم
گر بی هزم و گر هنرمند
با آن که بضاعتی ندارم
سر مایه طاعتی ندارم
او چاره کار بنده داند
چون هیچ وسیلتش نماند
رسمست که مالکان تحریر
آزاد کنند بنده پیر
ای بار خدای عالم آرای
بر بنده پیر خود ببخشای
سعدی ره کعبه رضا گیر
ای مرد خدا،در خدا گیر
بدبخت کسی که سر بتابد
زین در که دری دگر بیابد

👆☹

امین نوشته:

بیت ششم چنین است:
گر بی هزم و گر هنرمند
لطف است امیدم از خداوند

👆☹

سعدی حائری نوشته:

سعدی ره کعبه رضا گیر ای مرد خدا ره خدا گیر
بدبخت کسی که سر بتابد زین در، که دری دگر نیابد

این از نسخه های قدیمی است بهتر معنی میدهد

THE DOOR
The unfortunate one is he who averts his head from this door.
For he will not find another door.

👆☹

محمد نوشته:

با توجه به تصاویر کتب خطی، به نظر می رسد در مصرع دوم بیت اول “بسته” قافیه باشد نه “رسته”

👆☹

شکرستان