میندانم چه کنم چاره من این دستان را
تا به دست آورم آن دلبر پردستان را
او به شمشیر جفا خون دلم میریزد
تا به خون دل من رنگ کند دستان را
من بیچاره تهیدستم از آن میترسم
که وصالش ندهد دست تهیدستان را
دامن وصلش اگر من به کف آرم روزی
ندهم تا به قیامت دگر از دست آن را
در صفاتش نرسد گرچه بسی شرح دهد
طوطی طبع من آن بلبل پردستان را
هوس اوست دلم را چه توان گفت اگر
دست بر سرو بلندش نرسد پستان را؟
نرگس مست وی آزار دلم میطلبد
آنکه در عربده میآورد او مستان را
گر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغ
زانکه چون عارض او نیست گلی بستان را
هر که دیدست نگارین من اندر همه عمر
به تماشا نرود هیچ نگارستان را
نیست بر سعدی از این واقعه و نیست عجب
گر غم فرقت او نیست کند هستان را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوقی که دلبر و پردهنشین است، سخن میگوید. او با احساساتی عمیق و دردی جانکاه، به شمشیر جفا و رنجی که از دوری معشوق میکشد اشاره میکند و میترسد که نتواند به وصال او دست یابد. شاعر با آرزوهای خود از وصال معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که اگر روزی بتواند به وصالش دست یابد، هرگز آن را رها نخواهد کرد. او در توصیف معشوق و زیباییهایش، آن را برجسته و بینظیر میداند و به ملامت و غم فرقت دل میسوزاند. در پایان، شاعر به این نتیجه میرسد که غم دوری از معشوق میتواند هر آموزشی را تحت تأثیر قرار دهد و شگفتی آور است که او دچار چنین احساسی شده است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه باید بکنم تا بتوانم آن معشوق زیبا را بهدست آورم.
هوش مصنوعی: او با ظلم و قساوتش دل مرا میآزارد و میکوشد تا دستانش را به رنگ خون دل من آغشته کند.
هوش مصنوعی: من، که در مظلومیت و بیچیزی به سر میبرم، از این میترسم که او، که پیوندی با انسانهای بیچیز ندارد، مرا به وصال خود نرساند.
هوش مصنوعی: اگر روزی بتوانم به وصالش دست یابم، هرگز نخواهم داد تا روز قیامت، آن را از دست بدهم.
هوش مصنوعی: هرچند طوطیزبان من تلاش کند و هزاران صفت از زیباییهای او بگوید، اما نمیتواند به تمام زیباییهای او برسد؛ مثل بلبل که هرقدر وصف کند، باز هم نمیتواند به زیباییهای پردهدار (دختر زیبا) نزدیک شود.
هوش مصنوعی: دل من به هوس معشوق میتپد، ولی چه میتوانم بگویم؟ اگر نتوانم به او دسترسی پیدا کنم، گویی که به پستان او (به صفات و جذابیتهای او) نخواهم رسید.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای او دل مرا به درد میآورند و آزار میدهند؛ زیرا او در حال شادمانی و خرمی، مرا به عشق و محبت میکشاند.
هوش مصنوعی: اگر چهرهٔ زیبا و دلربای او را ببینم، دیگر میلی به باغ و گلکاری نخواهم داشت، چرا که در برابر زیبایی صورت او، هیچ گلی در باغ ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در طول عمرش زیبایی من را دیده باشد دیگر هیچ نگارستان (محل نقاشی و زیبایی) را تماشا نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: سعدی میگوید اگر کسی به علت دوری از محبوبش غمگین نباشد، عجیب نیست و هیچ شگفتی ندارد. او به این واقعیت اشاره میکند که خود او، سعدی، از این احساس خالی نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.