گنجور

بخش ۱۸ - حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

شنیدم که مردی است پاکیزه بوم

شناسا و رهرو در اقصای روم

من و چند صیاد صحرانورد

برفتیم قاصد به دیدار مرد

سر و چشم هر یک ببوسید و دست

به تمکین و عزت نشاند و نشست

زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت

ولی بی مروت چو بی بر درخت

به لطف و سخن گرم رو مرد بود

ولی دیگدانش عجب سرد بود

همه شب نبودش قرار و هجوع

ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع

سحرگه میان بست و در باز کرد

همان لطف و پرسیدن آغاز کرد

یکی بد که شیرین و خوش طبع بود

که با ما مسافر در آن ربع بود

مرا بوسه گفتا به تصحیف ده

که درویش را توشه از بوسه به

به خدمت منه دست بر کفش من

مرا نان ده و کفش بر سر بزن

به ایثار مردان سبق برده‌اند

نه شب زنده داران دل مرده‌اند

همین دیدم از پاسبان تتار

دل مرده و چشم شب زنده‌دار

کرامت جوانمردی و نان دهی است

مقالات بیهوده طبل تهی است

قیامت کسی بینی اندر بهشت

که معنی طلب کرد و دعوی بهشت

به معنی توان کرد دعوی درست

دم بی قدم تکیه گاهی است سست

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

به گفته دوست گرامی «مهدی» ذیل این شعر از سعدی:
http://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghazal2/sh14
(از جان برون نیامده جانانت آرزوست …)
به نقل از دکتر زرین‌کوب، اشارۀ سعدی در این حکایت (عارف ساکن روم که مهمانداریش فقط به حرف بوده و مهمانهایش گرسنگی می‌کشیدند) به مولاناست و دکتر زرین‌کوب؛ این حکایت و آن غزل را از نشانه‌های خوش نداشتن مولوی در نظر سعدی می‌داند.

👆☹

قلمراد نوشته:

لبق ماهر و زبر دست بیشتردرکلام وچربزبان و دیگدان اجاق

👆☹

مهدی رضایی نوشته:

“ولی بی مروت,چو بی بر درخت”یعنی مثل درخت بی میوه”لطفا بین دو وازه ی” چو “و “بی” فاصله بگذارید تا معنا و وزن شعر درست شود

👆☹

شاعر مردمی سعدی نوشته:

مقالات بیهوده طبل تهیست.جواب دندان شکنی از سعدی بزرگوار به مولوی

👆☹

7 نوشته:

به نظر می آید قول استاد زرینکوب درست باشد و دیگدان سرد از آن مولوی بوده است.

👆☹

7 نوشته:

همه شب نبودش قرار و هجوع
ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع
سراسر شب بیقرار و بیخواب بود از گفتن سبحان الله و لا اله الا الله و ما نیز از شدت گرسنگی

👆☹

خلیل نوشته:

دکتر سروش نیز این احتمال را قوی دانسته اند.

👆☹

Behrouz نوشته:

ممکن است شخص مولانا بوده باشد با توجه به اینکه مولانا بگفته سلطان ولد ۳ روزه بوده و وقتی چیزی میخورده استفراغ میکرده و در اشعار خود در دیوان شمس بر نخوردن و روزه داری و همچنین شب زنده داری تاکید دارد. اشعار و حکایات سعدی بیشتر شرح آفتق و سفرها و تجربیات وی است اما مولانا استاد درون است و حالات عرفانی شاید به همین دلیل هم سعدی با یک شب مهمان او بودن او را قضاوت کرده و مولانا را بخوبی نشناخته باشد هرچند قطعی نیست که شخص مورد نظر سعدی هم مولانا بوده باشد.

👆☹

مهدی نوشته:

مرا بوسه گفتا به “تصحیف” ده
که درویش را “توشه” از “بوسه” به

تصحیف در لغت به معنای (فرهنگ فارسی عمید):
۱. خطا کردن در نوشتن.
۲. تغییر دادن کلمه با کم یا زیاد کردن نقطه‌های آن.

اگر به معنای دوم بگیریم که یعنی کم یا زیاد کردن نقطه ها میتوان دریافت که سعدی چگونه با ظرافت تمام تصحیف را برای دو واژه ی: “بوسه” و “توشه” به کار برده است. فقط کافی است جای نقطه ها را عوض کنیم و آن ها را کم یا زیاد کنیم تا “بوسه” به “توشه” تبدیل شود.

در هر صورت منظور سعدی این است که در عوض بوسیدن دست و پای ما و گرسنه نگه داشتن ما، به ما نانی (توشه) بده و نیاز نیست کفش های ما را هم بوسه بزنی! ان کفش ها را بر سر ما بزن!

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید