ایا پادشاه شریعت که هست
ز اوصاف تو قاصر افکار من
چو دشوار هر کس تو آسان کنی
که آسان کند کار دشوار من
چو از بهر دشوار هر بندهای
معین تو را گردد ادرار من
یقین است بر من که نآید کسی
جداگانه از بهر تیمار من
ز روی کرم بشنو این چند بیت
ز درد دل و جان افگار من
یکی پاره ادرار کآن بد همه
ده و تیم و انبار و بازار من
چو باطل شود حال من چون شود
تو دانی چه حاجت به گفتار من
از آنگه که ادرار بوده است رسم
نبوده است در دهر آثار من
چو شد نوب من چنین محو شد
عجایب بود خود همه کار من
پدید است آخر در این مملکت
چه نقصان کند وجه ادرار من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به یزدان همی گفت زنهار من
سپردم تو را ای جهاندار من
کجا رفتی ای دل گسل یار من
مگر سیر گشتی ز دیدار من
نجستم بتا هرگز آزار تو
چرا جستی ای دوست آزار من
چگونست بی من بتا کار تو
[...]
ره من همینست و گفتار من
ولیکن جزاینست دیدار من
نکوش اندر این بحر از آزار من
مشو بار من چون نیی یار من
که از دست این زابلی کار من
سراسر تباهست کردار من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.