گنجور

 
رضی‌الدین نیشابوری

منم نهاده کنون چشم کز کدام طرف

وزد بر این دل رنجور من نسیم نسف

چه شرح باید درد مرا همین بس نیست

که دور ماندم از آن بحر جود و کان لطف

کریم خاک خراسان اجل جمال الدین

که آفتاب جلال است و آسمان شرف

اگر چه زاد بسی مادر کرم فرزند

ولیک جز کف کان‌بخش او نبود خلف

ایا ستوده خردپروری خردمندی

که تیر عزم تو بیند ز آفتاب هدف

ز رشک کف تو دریا همیشه در صفراست

ندیده‌ای که چو صفراییان برآرد کف

سخای مست تو بر نعمت سماع نثار

همه بضاعت کان‌های دهر کرده تلف

چو فال گوی نه‌ای کف تو فال امید

چرا ضمیر تو ظاهر کند ضمیر صدف

کجاست لطف خداوند تا نظاره کند

که روزگار مرا چون گرفت مستضعف

چو دف همی زندم دست فرقت و وآنگه

به سان چنبر دف قد من ز بار اسف

اگر ننالم آری ز آب دیده ترم

چو تر شود به همه حال بانگ نارد دف

شکسته باد پر طوطی زبانم اگر

ز بعد شکَر شُکر تو یافت هیچ علف

فسرده جان مزور که هست در تن من

اگر ز شعله تیغ اجل نیابد تف

ببینم آخر بار دگر به مجلس تو

نشسته خود را با جمع دیگران در صف

کشیده شاهد لهو نشاط دل در بر

نهاده باده اقبال و خرمی بر کف

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
جمال‌الدین عبدالرزاق

کسیکه داشت در آنماه جام باده بکف

کنون بدستش تسبیح بینی و مصحف

کنون نهند حریفان حدیث می بر طاق

کنون نهند جوانان کلام دف بررف

کنون درین مه طفلان نهند پا بر پای

[...]

رضی‌الدین نیشابوری

منم نهاده کنون چشم کز کدام طرف

وزد بر این دل رنجور من نسیم نسف

جامی

کجا شد آنکه ز بغداد مستقر سلف

به حله روی نهادم ز حله رو به نجف

نجف مگوی که آن قبله جای مجد و علا

نجف مگوی که آن بارگاه عز و شرف

نهاده اهل وفا بر ستانه او روی

[...]

سلیم تهرانی

چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف

که پیش هر خس و خاری چو گل نداری کف

چه سود آب ز دریا چو ابر بخشیدن

کرم ز آبله دست خویش کن چو صدف

به دست مطرب از اصلاح خاطر من شد

[...]

فیض کاشانی

ز عشق جوی کرامت ز عشق جوی شرف

بغیر عشق نباشد رهی بهیچ طرف

بغیر عشق مکن هیچ کار اگر بکنی

غرامتست و ندامت تحسر است واسف

بعشق کوش که فخر است عشق مردانرا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه