گنجور

دلدادگان من (اقتباس از ترانه های بیلیتس)

 
رهی معیری
رهی معیری » چند قطعه
 

چون که دلداده نخستم، دید

ریخت در پای من، به دست امید

آتشین پاره های بی جاده

پربها رشته های مروارید

هریک از روشنی چو ماهی بود

زیب دیهیم پادشاهی بود

و آن دگر طرفه جامه ئی پرداخت

بادپای هنر به میدان تاخت

در لطافت بهار حسنم گفت

وز جلالت قرین مهرم ساخت

چهرگان مرا، به جلوه گری

خواند رشک ستاره سحری

خواستار سوم ز کشی و ناز

عافیت سوز بود و افسون ساز

آفت عقل بود و غارت هوش

آیت حسن بود و مایه ناز

دید چون قامت رسای مرا

خم شد و بوسه داد پای مرا

تو نه زر داری و نه زیور و زیب

نه سخن آفرینی و نه ادیب

نه تو را، چهره ای است لاله فروش

نه تو را منظری است دیده فریب

لیک یارم از این میانه تویی

ناوک عشق را نشانه تویی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام