گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

این همه پروانها، سوخته از چپ و راست

شمع شب ما بود، راه شبستان کجاست؟

شحنه اگر دوست بود، این همه بیداد چیست؟

وین همه آشوب چه؟ گر ملک از شهر ماست

چون نپسندد جفا نرگس سرمست یار؟

کز قبل او ستم وز طرف ما رضاست

دلبر اگر می‌کند گوش به فریاد ما

زین ستم و داوری داد نخواهیم خواست

مطرب مجلس بگفت از لب او نکته‌ای

هوش حریفان ببرد، شور ز مستان بخاست

جمله به یاد رخش خرقه در انداختند

گر چه ازان خرقها پیرهن ما قباست

در شب دیجور غم پرتو شمعی چنین

چون همه عالم گرفت؟ گرنه ز نور خداست

گفت: به خاک درم چون گذری سر بنه

من نتوانم نهاد سر، مگر آنجا که پاست

گر قدمی مینهد بر سر بیمار عشق

آن کرم و لطف را عذر چه دانیم خواست؟

جنس من و نقد من در سر او رفت، لیک

جنس ارادت فزود، نقد محبت بکاست

اوحدی، ار زانکه دوش از تو دلی برده‌اند

در پی او غم مخور، کان که ببرد آشناست

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۰۰ نوشته:

با سلام در بیت 1 مص اول و بیت6 مص دوم پروانه ها و خرقه ها روی هم نوشته شده است. ها غیر ملفوظ است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدکاظم احمدی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۳ نوشته:

سلام. در مصرع اول از بیت اول علاوه یر این که "ها " باید از پروانه جدا نوشته شود ، "و" بین چپ و راست شکستگی و سنگینی وزن ایجاد کرده است و بهتر است این مصرع اینگونه اصلاح شود : "این همه پروانه ها ، سوخته از چپ به راست "

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.