گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۹

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای از عرب و از عجمت مثل نزاده

حسن تو عرب را و عجم را بتو داده

در روی عجم چشم توصد تیر کشیده

وز چشم عرب لعل تو صد چشمه گشاده

خوبان عرب بر سر اسب تو دویده

شاهان عجم پیش رخت گشته پیاده

از چشم تو مجنون عرب یافته مستی

وز لعل توشیرین عجم ساخته باده

گیرد عربی داغ غمت بر تن سوده

دارد عجمی نقش رخت بر دل ساده

از روی تو در عید عجم خاسته غوغا

از زلف تو در دین عرب فتنه فتاده

در ملک عجم اوحدی از وصف رخ تو

بر نطق فصیحان عرب بند نهاده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.