گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۹

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک

دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک

خوبان سزد که بر درت آیند سر به سر

وانگاه خاک پای تو بوسند یک به یک

هم ظاهر از دو چشم تو گردیده مردمی

هم روشن از دو لعل تو در دیده مردمک

آدم ز حسن روی تو گر بهره داشتی

از دیدنش به سجده بپرداختی ملک

صورتگران چین اگر آن چهره بنگرند

نقش نگارخانهٔ چین را کنند حک

گر چهرهٔ چو ماه به بامی برآوری

خورشید را ز شرم تو پنهان کند فلک

تنها نه اوحدیست به دام تو مبتلا

کین حال نیز در همه جایست مشترک

گر در وفای من بگمانی، بیازمای

زر خالصست و باک نمی‌دارد از محک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرجو نوشته:

من فکر می کنم با توجه به معنی شعر

آدم ز حسن روی تو گر بهره داشتی
از دیدنش به سجده نپرداختی ملک …

صحیح باشه
یعنی ملایک نمی توانستند چشم از تو بردارند
و به سجده بروند

👆☹

دیاّن نوشته:

غزلی همچون این غزل منسوب به حافظ نیز هست که در برخی کتب غزلیات حافظ میجود است با این مطلع
ای پیک پی خجسته چه نامی فدیت لک
هرگز سیاه چرده ندیدم بدین نمک .
در لغت نامه دهخدا ذیل کلمه “فدیت” به این غزل حافظ اشاره کرده است

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام