گنجور

 
 
نسکبان اندروید
عین‌القضات همدانی

از نور به نور، منزلی بس دور است

کاین نور ز ظلمتست و آن از نور است

توحید و یگانگی برون از نور است

آنکس که نداند این سخن معذور است

مهستی گنجوی

آن کو غم و شادی‌ام بیفزود و بکاست

بودش شب و روز قول و قامت کژ و راست

با ما به بد و نیک نه بنشست و نه خاست

تا زیر زبر شد همه کارش چپ و راست

اوحدالدین کرمانی

شمع ارچه زآتش همه تن پر نور است

پیوسته به رنگ عاشق مهجور است

مانندهٔ فرهاد به غم می سوزد

مسکین مگر از صحبت شیرین دور است

مولانا

آواز تو ارمغانِ نفخ صور است

زان قوتِ هر دلی که بس رنجور است

آواز بلند کن که تا پست شوند

هرجا که امیر و هر کجا مأمور است

سلمان ساوجی

شاها ز تو چشم سلطنت را نور است

در سایه چتر تو جهان معمور است

المتنه الله که عدو مقهور است

بر رغم عدوی تو ولی منصور است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه