اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۳۳
عشق تو و بس همنفس من این است
واندر همه عالم هوس من این است
من خود دانم که گفت و گو بیهوده است
لیکن چه کنم دسترس من این است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به بیان عشق خود به معشوق میپردازد و میگوید که این عشق و حس مشترک همنفسش، تمام وجود او را فراگرفته است. او میداند که گفتگو در مورد عشق ممکن است بیمعنا باشد، اما نمیتواند از آن چشمپوشی کند و این عشق همچنان در دسترس و از آن اوست. در واقع، این احساس را هم درونی و هم بیرونی حس میکند و به آن تعلق خاطر دارد.
هوش مصنوعی: عشق تو تنها چیزی است که با من میگوید و در دل من همین آرزو وجود دارد که فقط تو را بخواهم.
هوش مصنوعی: من میدانم که صحبت کردن در این مورد بیفایده است، اما چه کنم که این تنها راهی است که در اختیار دارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.