گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

سلطان علم عدل به هر عالم زد

درکشور روم عالمی بر هم زد

هر دم ز قیاس عیسی مریم زد

نگذاشت که نیز هیچ کافر دم زد

میبدی

آدم علم عشق درین عالم زد

صد عالم عالمان همه برهم زد

تا در نفس خویش زمانی دم زد

در باخت بهشت و هر دو عالم کم زد

فصیحی هروی

حسنت که صلای شوق عالم برزد

غم نیست اگر دمی ز محنت دم زد

کفرست ولی یقین که از رشک ایزد

هنگامه دلربائیت بر هم زد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه