اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة
»
الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
»
شمارهٔ ۳۵
بلبل همه شب به درد دل می نالید
خون دل خود در رخ خود می مالید
می گفت که گل به زیر پا می سپرند
زین پس به چمن مرا بباید نالید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بلبل در تمام شب از درد دلش شکایت میکند و احساس درونیاش را به نمایش میگذارد. او از وضعیت گلها گلهمند است که به زیر پا میروند و در نهایت به این نتیجه میرسد که دیگر نمیتواند در چمن آرامش یابد و باید به ناله و شکایت ادامه دهد.
هوش مصنوعی: بلبل تمام شب از احساسات و غمهایش شکایت میکرد و قطرات خون دلش را بر چهرهاش میمالید.
هوش مصنوعی: او میگفت که دیگر گلها را زیر پا میگذارند، پس باید در چمن ناله کنم و غصه بخورم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنان که زوصلشان دلم می بالید
جانم زفراقشان فراوان نالید
ناگاه دهان گورشان بی دندان
چون آب بخورد و خاک در لب مالید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.