اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۸۶
ای لطف تو زهر نیستی را تریاک
وای قهر تو از نیستی ما بی باک
از خاک ترابی که کنی آب حیات
پس آب حیات را مریزان در خاک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به قدرت الهی اشاره میکند و میگوید که لطف خداوند میتواند زهر وجود انسان را به درمانی شگفتانگیز تبدیل کند. همچنین، او قهر خدا را بیاثر بر هستی خود میداند و از خاک به عنوان مبدأ زندگی یاد میکند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که نباید آب حیات را در جهان مادی هدر داد.
هوش مصنوعی: ای لطف و محبت تو، تلخی نابودی را مانند تریاک تسکین میدهد و وای بر قهر و خشم تو که ما را از نابودی بیپروا میسازد.
هوش مصنوعی: از خاکی که به آن آب حیات بدهی، دیگر نیاورید طوری که آن آب حیات را به خاک بریزید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک
هستند پی قطرهٔ آبی غمناک
سقای سحاب را بفرما از لطف
تا آب زند بر سر این مشتی خاک
ای چرخ مدور خسیس بی باک
صد پیرهن وفای من کردی چاک
آزاده هر آنچه بود کردی تو هلاک
از گردش تو کنون چه ترسست و چه باک
ای کرده همه جهان ز ناپاکان پاک
هرگز نبود تو را ز ناپاکان باک
ای خسرو پاک پیکر ازگوهر خاک
ایگوهر پاک احسن الله جزاک
کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک
امروز شدی ز باد سردم بیباک
فردا کنم از دست تو بر تارک خاک
گویند مرا که خویشتن کرد هلاک
عاشق ز هلاک خویش کی دارد باک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.