اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۸۷
یا دم بی غم مرا تو بی غم گردان
مقصود من خسته میسّر گردان
بنمای مرا روی، مکن، این خوش نیست
تو با من و من بی تو چنین سرگردان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از خداوند طلب میکند که او را از غم و اندوه رهایی بخشد و به آرامش برساند. او میگوید که در غیاب الهی، احساس سرگردانی و بیروحی میکند و وجود خودش را بیفایده میبیند. در نهایت، او میخواهد که چهرهٔ دوستش را به او بنمایاند تا بتواند این بیمکانی را به فراموشی بسپارد.
هوش مصنوعی: ای جانم، بیغمی تو را بر من ببخش و آرزوهای مرا که خستهام، آسان کن.
هوش مصنوعی: مرا به چهره خود بنما، ولی این کار را نکن، چون بودن تو با من خوب نیست و من بدون تو اینقدر گیج و سردرگم هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا روی دلم به سوی دیگر گردان
یا مقصد خود مرا میسّر گردان
گه عاشق و گه عشق و گهی معشوقه
معذورم دار اگر شوم سرگردان
تا چند کنی به عالمم سرگردان
یارب که که گفت که ز ما سرگردان
گر زلف توأم چو گو به چوگان بزند
چون گوی کنم در قدمت سر، گردان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.