اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۲۲۰ - القضا و القدر
من خواهم راز آشکارا نکنم
والبته هر آنچ هست پیدا نکنم
آن تو همان است که گویی که مکن
چون مقدور است چون کنم تا نکنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات بیان میکند که نمیخواهد راز خود را فاش کند و تلاش میکند چیزی را که موجود است، پیدا نکند. او به طرف مقابل اشاره میکند که آنچه تو میگویی نباید اتفاق بیفتد، و در نهایت به این فکر میکند که چگونه میتواند کاری کند که آنچه مقدور است، انجام نشود.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم رازهایم را به طور علنی بگویم و البته هر آنچه که در درونم وجود دارد را نیز نمایان نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: تو همان چیزی هستی که میگویی نمیتوانی آن را انجام دهی، اما زمانی که در دسترس است، چگونه میتوانم آن را نکنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تر ساز هجای تو تبرا نکنم
تا روز ترا چون شب یلدا نکنم
سر چون سم خر مباد حمدان مرا
گر پای زنت را چو چلیپا نکنم
اندر دل خود نقش تو پیدا نکنم
بر دیده خیالت آشکارا نکنم
خود دیده و دل خاک در تست ولی
من جای تو در دوزخ و دریا نکنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.