اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۱۹۶ - الاسرار
در بادیهٔ وصال آن شهره نگار
جانبازانند عاشقان رخ یار
مانندهٔ حلّاج انا الحق گویان
و از هر کنجی هزار سر بر سرِ دار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف عشق و فداکاری عاشقان میپردازد. او عاشقانی را توصیف میکند که مانند حلاج به حقیقت عشق رسیدهاند و جان خود را به خاطر محبوبشان فدای او میکنند. این عشق و فداکاری به حدی است که از هر گوشهای، عاشقان برای رسیدن به معشوق خود آماده جانفشانی هستند.
هوش مصنوعی: در بیابانهای عشق، محبوبانی که در پی زیبایی هستند، شجاعان و دلاورانی هستند که برای عشق جانفشانی میکنند.
هوش مصنوعی: مانند حلّاج که با فریاد "من هستم حق" در حالتی از شور و شوق به اعدام رفت، از هر طرف هزاران چهره و شخصیت به او نگریستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا چند حدیث قامت و زلف نگار
تا کی باشی تو طالب بوس و کنار
گر زانکه نهای دروغزن عاشقوار
در عشق چو او هزار چون او بگذار
گفتم: که بیا وعده دوشینه بیار
ورنه بخروشم از تو اکنون چو هزار
گفتا: دهم ای همه جفا، نک زنهار!
آواز مده که گوش دارد دیوار
ای عاشق دل سوخته اندوه مدار
روزی به مُراد عاشقان گردد کار
با عشق بتان چو اوفتادت سر و کار
خورشید شود همان به شادی بیدار
از دولت و از روز بهی دل بَردار
عاشق نبود روز به و دولت یار
بسیار شنیدم من و دیدم بسیار
کاشفته ببود بر تو از هر سو کار
آخر فلکت پشت شد و گیتی یار
تو شاد شدی مخالف و دشمن زار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.