گنجور

 
خواجه عبدالله انصاری
 

الهی ای یافته و یافتنی، از مست چه نشان دهند جُز بی خویشتنی همه خلق را محنت از دوری است و این بیچاره را از نزدیکی، همه را تشنگی از نایافت آب است و ما را از سیر آبی.

ای عاشق دل سوخته اندوه مدار

روزی به مُراد عاشقان گردد کار