گنجور

 
عرفی شیرازی
 

غم چو شبخون میزندهان دوستان لشگر کنید

جست و جویم گر کنید از بالش و بستر کنید

هیچکس در درد دل گفتن چو من فیروز نیست

هر چه گویم گر چه ناممکن بود باور کنید

اینک آمد عرفی از میخانه مست و بت پرست

هان مسلمانان دگر تعظیم این کافر کنید