گنجور

 
 
سعدی

مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل

که احتمال ندارم ز دوستان ورقی گل

خبر برید به بلبل که عهد می‌شکند گل

تو نیز اگر بتوانی ببند بار تَحَوُّل

أَما أُخالِصُ وُدّی؟ أَلَم أُراعِکَ جَهدی؟

[...]

حکیم نزاری

کجا شدی که فراتر نمی شوی ز مقابل

چه غایبی که چنین حاضری به شکل و شمایل

درونِ خانۀ چشمی کدام حاضر و غایب

مقیمِ سینۀ تنگی کدام خارج و داخل

به تن جدایم و جانم به خدمتِ تو ملازم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
خواجوی کرمانی

دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل

بیا که جان عزیزت فدای شکل و شمایل

گرم وصول میسّر شود که منزل قربست

کنم مراد دل از خاک آستان تو حاصل

هوایت ار بنهم سر کجا برون کنم از سر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خواجوی کرمانی
ناصر بخارایی

هنوز در دل مائی و پیش دیده مقابل

که منقطع نشود دوستی به قطع منازل

میان لیلی و مجنون مودّت است و ارادت

اگر عداوت و شور است در میان قبایل

به ما ز دوست سلامی مگر نسیم رساند

[...]

صامت بروجردی

سوم اگر نشود این دو مطلبم حاصل

به آبِ رحم سرشته است گر شما را گِل

کجا رواست به یک کُشته، یک جهان قاتل؟

شده است کارِ من از زندگی دگر مشکل

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه