نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴

هر عرضه داشتم به تو نقش بهانه ی است

از بهر التفات تو آیینه خانه ای است

مضمون آن چو باده ی ریحانی خطست

در پرده ی سواد شراب شبانه ای است

سر بیت خیل ناز تو را پیش خانه است

هر حرف نقطه دار تو را دام و دانه ای است

هر سطر آن به راه عتاب تو جاده است

هر نکته اش تبسم لب را بهانه ای است

هر همزه اش به تیغ نگاه تو جوهری است

تشدید آن به طره ی تاز تو شانه ای است

شاید چو خامه بر سر تیر آوری مرا

مکتوب من برای خدنگت نشانه ای است

مضمون نامه قصه ی نورس حدیث شوق

از بهر خواب ناز تو شیرین فسانه ای است