گنجور

 
نورعلیشاه

لب شیرین تو که هست ملیح

عالمی کشته و کند ترویح

از سپهر جمال خورشیدت

همچو ماه رخت نتافت صبیح

گشته کروبیان قدسی را

ذکر تقدیس تو بجان تسبیح

هر نفس از زبان دل شنوم

نام نیکوی تو بقول فصیح

روح ما را مفرح یاقوت

بس بود لعل تو پی تفریح

تکیه کرده ببارگاه فلک

تا شده خاک درگه تو مسیح

کس چو نور علی نداده نظام

کشور نظم را بدین تنقیح

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سلطان ولد

پس بر این آسمان نرفت مسیح

او ملیح است رفت سوی ملیح

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سلطان ولد
همام تبریزی

آمده سنگ ریزه در تسبیح

در کفش همچو ذاکران فصیح

جامی

ای ز لعل تو زنده نام مسیح

کرده چشمت هزار خون صریح

بینم از خط سبز و خال سیاه

بر همه نیکوان تو را ترجیح

از لبت شور ما خوش است آری

[...]

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه