گرچه گستاخیست هر دم آمدن بر در گهت
آیم و روبم بمژگان کحل از خاک درت
دسترس گر نبودم بر پای بوست بس همین
کایم و بوسم نهانی آسمان در گهت
کی دل از چاه زنخدانت برون آید که هست
صد هزاران یوسف مصری گرفتار چهت
مه چسان از مهر گیرد نور هر شب بر فلک
مهر هم ز انسان بگیرد نور هز روز از مهت
از رخت نور علی افروخته تا شمع دل
دل بود پروانه آتش بجان والهت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حالتی عاشقانه و عاشقانه را در توصیف معشوق بیان میکند. شاعر به رغم دانستههایش از القای عشق و درد فراق، بر درگاه معشوق حاضر میشود و به ابراز محبت و ستایش او میپردازد. او به زیبایی معشوق و تاثیرات آن بر هستی اشاره میکند و میگوید که چگونه نور مهر معشوق، همچون خورشید در آسمان میتابد و دل او را به آتش عشق دچار میکند. در کل، این شعر احساسات عمیق عشق و وابستگی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هر بار آمدن به در خانهات جسارت به حساب میآید، اما من با چشمانم که مانند سرمهای از خاک در خانهات است، به سمت تو میآیم و خود را به تو نزدیک میکنم.
هوش مصنوعی: اگر به تو دسترسی نداشتم و نتوانستم پای تو را ببوسم، پس همین قدر که از دور بتوانم تو را ببوسم و آسمان را در مقام تو ببیند، برایم کافی است.
هوش مصنوعی: هیچوقت دل نمیتواند از جذابیت و زشتی چهرهات رها شود، زیرا هزاران یوسف زیبا هم تحت سحر چشمان تو در اسارت هستند.
هوش مصنوعی: چگونه ماه از محبت نور میگیرد، هر شب بر آسمان؟ مهر هم از انسان نور میگیرد، هر روز از محبت تو.
هوش مصنوعی: چهرهات چون نوری درخشنده است که دل را روشن میکند و تا زمانی که عشق و دلباختگی در وجودم وجود دارد، من همچنان به شوق تو میسوزم و به دور تو میچرخم مانند پروانهای که به شمع نزدیک میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ جایی از ستاره روز روشن نیست نور
زین ستاره روز را چندانکه خواهی نور هست
شیخ الاسلام و جمال دین و مفتی المشرقین
سیف حق تاج خطیبان شمع شرع اقضی القضات
قوله، (ص) «بعثت بجوامع الکلم، و لأتمم مکارم الاخلاق».
مهره کس را ندید اندر همه دریای مهر
تا نقاب از چهره جان مقدّس برگرفت
هر که صاحب دیده بود آنجا دل از جان در گرفت
ای فلک قدری که شمس دین و دین دولتی
دولت تو دولت دنیا و دین و دولت است
از علو همت تو آسمان را غیرت است
وز جمال طلعت تو مشتری را خجلت است
گر جمال ملتی، شاید که اخلاق تو را
[...]
بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست
وز تو ام حاصل به جز هجران نافرجام نسیت
گر من از آشفتگی شوری کنم معذور دار
هر که را دل بر سر آتش بود ارام نیست
دوزخی در سینه دارم زاتش هجران و دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.