توئی جان و توئی جانانه دل
توئی ساکن میان خانه دل
منور باشد ای ساقی مدامم
زعکس طلعتت پیمانه دل
دمی از غلغل مینای وصلت
تهی هرگز نشد خمخانه دل
چنان شمع رخت دردل برافروخت
گرفته سربسر ویرانه دل
شده در گلشن تن مرغ جان را
خط و خال تو دام و دانه دل
مرا نور علی چون مهر گردون
شده روشن ببام خانه دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبوبش اشاره میکند و او را جان و جانانهی دل خود میداند. او محبوبش را به عنوان منبع نور و زندگی در خانه دلش معرفی میکند و وجود او را باعث روشنی و شادابی میداند. شاعر از احساسات عمیق و خوشایند خود دربارهی ارتباط با محبوبش صحبت میکند و میگوید که وجود او روح را به پرواز درمیآورد. در نهایت، با تشبیه محبوب به خورشید، به نورانی بودن زندگیاش به واسطهی وجود او اذعان میکند.
هوش مصنوعی: تو همان جان منی و محبوب من، تویی که در دل من سکونت داری.
هوش مصنوعی: ای ساقی، همیشه با نور چهرهات دل من روشن است و احساس محبت و شیدایی در دل من موج میزند.
هوش مصنوعی: هرگز قلب من بدون شور و شوق معاشرت تو خالی و ساکت نبوده است.
هوش مصنوعی: چشم تو مانند شمعی در دل من روشنایی بخشد و احساسات مرا در آتش عشق شعلهور کند، به گونهای که درد و ویرانی قلبم را از سر میگیرد.
هوش مصنوعی: در باغ زندگی، زیبایی و ویژگیهای تو به مانند دام و دانهای برای دل من محسوب میشود.
هوش مصنوعی: نور علی مانند خورشید آسمان، دل خانهام را روشن کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جد زند بوسه بر ستانهٔ دل
هزل نبود کلیدِ خانهٔ دل
دوستی هر یک از میانه دل
آشنایان آشیانه دل
همه با یکدگر زاول کار
رفته از کوی شهر و خانه دل
ای رخت شمع تابخانه دل
خلوت خاص تو میانه دل
دل چو در اصبعین تست بچرخ
پس مکن چرخ دل بهانه دل
وه که سیمرغ قاف قربت حق
[...]
عرش و کرسی و آسمان و زمین
غرقه در بحرِ بیکرانهٔ دل
همه در دل چو بی نشان شدهاند
ندهد هیچ کس نشانهٔ دل
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.