سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را
محو خرام خویش کند خاص و عام را
خورشید آسمان زندش بوسه بر رکاب
آرد بزین چو توسن زرین لگام را
ساقی ز روی دختر رز پرده برفکن
تا بردریم پرده ناموس و نام را
پر شد ز خون دل قدح لاله در چمن
خالی منه زباده گل رنگ جام مرا
بشنو پیام دلکش و برخیز خوش بده
صد جان بمژده طایر فرخ پیام را
زاهد مخوان بسوی بهشتم که هست پست
با کوی دوست روضه دارالسلام را
نور علی همای بلند آشیان بود
بیهوده چند گستری ای شیخ دام را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با تصاویر زیبا و استعارههای دلنشین، به توصیف زیبایی و جذابیت عشق و زیباییهای زندگی میپردازد. شاعر از جلوههای عشق و زیباییهایی چون خورشید و گلها سخن میگوید و خواستار آن است که پردهها کنار بروند تا حقیقتها نمایان شوند. او همچنین به زاهد اشاره میکند و میگوید که جستجوی نعمتهای بهشتی را رها کند و به جای آن به عشق و دوستی بپردازد. این شعر دعوت به زندگی شاد و عاشقانه است و تأکید دارد که زیباییهای واقعی در دوستی و عشق نهفته است.
هوش مصنوعی: او با زیباییاش به همه چشمنواز میشود و هر کسی را به خود جذب میکند. لحظات زیبا و شوخ طبعیاش باعث میشود که همه تحت تاثیر قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: خورشید در آسمان بر زین اسب طلایی بوسه میزند، مانند اینکه لگام را به دست میگیرد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، از چهره زیبای خود حجاب را بردار تا ما نیز پردههای شرم و اعتبار را کنار بزنیم و از قید و بندهای اجتماعی رها شویم.
هوش مصنوعی: کاسه شراب، از خون دل پر شده و در گلستان خالی است. من را از نوشیدن گل رنگ شراب خود باز ندارید.
هوش مصنوعی: به شنیدن پیام دلنواز بپرداز و با شادابی و خوشحالی برخیز. به دیگران خبر خوشی را که مانند پرندهای خوشبخت است، برسان و زندگی را جشن بگیر.
هوش مصنوعی: ای زاهد، مرا به بهشت نخوان، چون بهشت در نزد دوستی حقیر است و من به سوی کوی محبوب میروم که آنجا واقعیترین رحمت و آرامش وجود دارد.
هوش مصنوعی: نور علی همای بلند آشیان به معنای وجود نورانی و برتر علی است که مانند پرندهای در آسمان به سر میبرد. این نور نمیتواند به راحتی در میان دنیا و موانع آن جایگاهی پیدا کند. اما در اینجا، خطاب به یک شیخ یا استاد گفته میشود که چرا این روشنایی را به هدر میدهی و اجازه میدهی که دامها (مشکلات و موانع) تو را اسیر کنند. به عبارت دیگر، باید از امکانات و ظرفیتهای خود به درستی استفاده کنی و از دامهای جهان دوری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شد ذوق خاکساری اول هوس مرا
بیرون کشید جذبه دام از قفس مرا
ساقی ز ابر شیشه خرابم بهار کو
تا جام می شود ثمر پیشرس مرا
پرواز می کنم که گرفتار گشته ام
[...]
قانع شده ست دل به تمنای او مرا
در سر بس است شورش سودای او مرا
در عشق پای تا به سرم خون شد و چکید
از بس فشرده پنجهٔ گیرای او مرا
کی در حریم کعبهٔ مقصود ره دهد
[...]
زین پس به کار ناید رطل و سبو مرا
ساقی به خم می بنشان تا گلو مرا
لخت جگر کباب کنم خون دل شراب
کاین بد غرض ز امر کلوا و اشربوا مرا
من هر چه باده نوش کنم نور جان شود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.