شبِ یلداسرشتِ زنگیرنگ
دست چون برد، بر سبو زد سنگ
گفت با آفتابِ روشندل
«کز محیط فلک به مرکز گِل
در زمانی چو باد پیمایم
همچو مرغ از هوا فرود آیم
تو به روز و شبی به رعنایی
کرۀ خاک را بپیمایی
گر جهانگیری از دی آموزی
ببری ننگ و عار نوروزی
سرسالت به جای خویش آرد
حیف از آن خان و مان که پیش آرد
برهای در تنور آویزند
نیم سیرت ز خوان برانگیزند
از بزرگی و شهریاری تو
جز کلهگوشهای چه داری تو؟
گِل همان ریزههای زر دارد
در دهان تو نیز اگر دارد»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره شب یلدا و زیباییهای آن با تصاویری از نور و تاریکی است. در آن، صحبت از قدرت آفتاب و پویایی زندگی میشود. همچنین تأکید بر این است که اگر کسی بخواهد قدرتمند شود، باید از گذشتههای ننگین و بیاهمیت دوری کند. شاعر به پوچی و بیمحتوایی برخی از جشنها اشاره میکند و میگوید که این موضوعات تنها سرپوشی بر بزرگی و مقام واقعی انسان هستند. در نهایت، ارزشهای واقعی در درون افراد نهفته است و نه در ظواهر.
هوش مصنوعی: زمانی که شب یلدا فرامیرسد، به مانند رنگ تیرهای که درون دستانم وجود دارد، سنگی به سبویی میزنم.
هوش مصنوعی: گفت با خورشیدِ روشندل که از فضای آسمان به مرکز خاک آمدهام.
هوش مصنوعی: در زمانی که همچون باد آزاد هستم، مانند پرندهای از آسمان به زمین مینشینم.
بهرعنایی یعنی با ناز و کرشمه
هوش مصنوعی: اگر از دی (زمستان) بیاموزی که چگونه جهان را به دست بگیری، ننگ و عار نوروز را از خود دور خواهی کرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که ورود تو به این دنیا برای خانوادهات بسیار باارزش است و وجود تو در زندگی آنها نیکویی و ارزشمندی دارد. از دست رفتن این نعمت میتواند بسیار ناراحتکننده و غمانگیز باشد.
هوش مصنوعی: یکی از برهها را در تنور آویزان کردهاند و نیم سیر از خوراک را از روی سفره میبرند.
هوش مصنوعی: از عظمت و قدرت تو تنها یک گوشه کوچک را در اختیار داری.
هوش مصنوعی: در واقع درون هر چیز، حتی آنچه به نظر میرسد بیارزش باشد، ممکن است ارزشهایی نهفته باشد. اگر فردی در خود چنین ویژگیهایی داشته باشد، مانند استعدادها و تواناییهای خاص، میتواند به موفقیت و ارزشهای بالاتر دست یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.