گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

آبِ‌روی خود ببردم در میانِ انجمن

از چه از من راست بشنو از دلِ بی‌خویشتن

هر زمانم بر سر آمد صد بلا از دستِ دل

ای مسلمانان خدا را همّتی در کارِ من

یار بر من آستین افشان چو سروِ بوستان

من لگدکوبِ جفایِ حلق چون صحنِ چمن

مرحبا با من عرق چینش چه معجز می‌کند

آنکه با یعقوب کرد از بویِ یوسف پیرهن

قارنِ صف در نکرده‌ست آن که چشمش می‌کند

در مصافِ دلبری از مژّه‌هایِ پرشکن

صبرِ من از غمزه‌ی او می‌گریزد هم چنانک

در مقاماتِ وغا افراسیاب از تهمْتن

طاقتِ کوپالِ‌هیجا و چو من بی‌چاره‌ای

احتمالِ ورطه‌ی هجران ندارد ممتحن

چون کند مجنون ز مکرِ نوفل و دیگر حبیب

بایدش ناچاره شد با ضدِّ لیلی تیغ زن

دوست را با دوست باید بود در خوف و رجا

یار را با یار باید بود در سرّ و عَلَن

اعتراضِ عاقلان بر عشق مجنون شرط نیست

ای ملامتگر حجاب از چشمِ خودبین برفکن

یا برو بنشین نزاری چون خردمندان به طوع

یا مرو دنباله‌ی چشمانِ‌ مستِ پرفتن

یا تحمّل کردنِ جورِ خطا بینان به طبع

یا حذر کردن ز چشم و زلفِ خوبانِ‌ختن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.