گنجور

شمارهٔ ۹۸۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای عشق پروریده تو را درکنارِ حسن

وی رسته سر و قدِّ تو بر جویبارِ حسن

ملکِ جمال بر تو مقرّر شود به حکم

گرپایْ مردِ لطف کنی دستْیارِ حسن

هم عاقبت وصال میّسر شود که شد

زان پس که حزن داشت به وصل انتظارِ حسن

با ما به حسنِ عهد وفا کن که روزگار

تا بنگری خراب کند روزِگار حسن

با تشنگان سوخته‌ی خود به شربتی

گو تا مضایقت نکند آبْ‌دارِ حسن

احسان کنند تا نشود حسن منقطع

کاحسان بود به وجهِ حَسَن یادگارِ حسن

مانع مشو نزاری شاهد پرست را

کو را قرار نیست مگر در جوار حسن

بر طرفِ گل‌سِتان جهان تا بود گلی

مشنو که از سرش برود خار خارِ حسن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام