گنجور

شمارهٔ ۸

 
حکیم نزاری قهستانی
حکیم نزاری » غزلیات
 

چو به ترک تاز بردی دل مستمند ما را

به کمینه بنده ی خود به از این نگر خدا را

اگر از سر عنایت به چو من نیاز مندی

نظری کنی به رحمت چه زیان کند شما را

وگرت به خواب بینم نکنم دگر شکایت

طمع وصال کردن به چه زهره و چه یارا

تو چو غنچه زیر چادر به هزار ناز خفته

من منتظر همه شب مترصدم صبا را

مشنو که از تو هرگز به جفا ملول گردم

قدمی ندارد آن کو نبرد به سر وفا را

من از این قضای مبرم نرهم به زندگانی

چه کند کسی که گردن بنهد چو من قضا را

مگرم شود میسر ز کنار تو میانی

به خدا که از نزاری نکنی کرانه یارا

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.