گنجور

شمارهٔ ۷۳۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف

سبزه دمید عیش کن ساغر می منه ز کف

موسم تاب خانه رفت از پی گل به باغ رو

بر لب جویبار بر شیشه ی می ز طاق و رف

پیش که سر نهی به گل باده بخور به پای گل

گر ز جهود بایدت کرد یکی به ده سلف

دامن دوستان مده گر برود سرت ز دست

بخت مران چو من ز در عمر مکن چو من تلف

تا نخوری به جای مل خون جگر به وقت گل

سینه مکن چنان که من تیر فراق را هدف

من به کدام دلخوشی می خورم و طرب کنم

کز پس و پیش خاطرم لشگر غم کشیده صف

هست غم جهان مگر وقف دل خراب من

مادر روز و شب نزاد از پی غم چو من خلف

الحذر از دم صبا زان که درو زد آتشی

آه نزاری نزار از نفس سموم تف

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

وزن شعر مفتعلن مفاعلن دو بار است که به‌اشتباه مفتلعن فاعلن ثبت کرده‌اید.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام