گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

وقف کردم هستی خود بر شراب

نیستی از من بمان گو در حجاب

بر لب کوثر نشستن روز بعث

ای مسلمانان از این خوش تر مآب

اهل فطرت مست از آن جا آمدند

هم چنان مستند تا یوم الحساب

من هم از آن جام مستی می کنم

تا نپندارید کز خمرم خراب

آب و خاک عشق بر هم کرده اند

پس سرشت من از آن خاک است و آب

آتش سودای عشقم آبم ببرد

از چه از بس تاب سوز و سوز تاب

چشم ما و طلعت دیدار دوست

چشم خفّاش است و نور آفتاب

آفتاب آن جا اگر چه ذره ایست

از ره تمثیل کردم انتساب

من چو حربا عاشقم بر عکس نور

نی چو خفاشم زخور در احتجاب

تا شوند احباب در محبوب محو

از وجود خویش کردند اجتناب

تا که خواهد طاقت انوار داشت

گر جمال از پیش بردارد نقاب

چشم امید نزاری روشن است

از طلوع نور نجل بوتراب

پرتوی بر جان من زان نور تافت

ذره وار افتاده ام در اضطراب

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.