گنجور

شمارهٔ ۶۶۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

هلال ابروانش بین مقوّس

کشیده گرد مه خطی مطوّس

به هم دادند ما را اتّصالی

ز بدوِ فطرت ارواحِ مجّنس

ترا بر طاق جان من نشاندند

چو می‌بستند این طاق مقرنس

نه آن مستم ز چشم پرخمارت

که دارم روی هشیاری ازین پس

خبر افسرده را از سوختن نیست

ندارد آتش عاشق مهوّس

ولی‌عهدِ محبّت عاشقانند

ندادند این ولایت را به هرکس

شبان تا روز در بیغولهٔ درد

اگرچه دوستان داری مجلّس

نداری سوزناکی چون نزاری

خیالت شاهد حال است بر رس

اگر گویی نزاری بندهٔ ماست

مرا در هر دوعالم این شرف بس



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.