گنجور

شمارهٔ ۶۶۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

رخ بنما ای صنم پرده فکن یک نفس

بهر خدا رحم کن بر من و فریاد رس

در هوس روی تو عمر به پایان رسید

آه که جان می‌دهم در هوس این هوس

گر شب خلوت مرا بار دهی باک نیست

با رخ چون روز تو کار ندارد عسس

شبهِ خطِ خوبِ تو ماه ندیده ست خلق

شکل قد شَنگِ تو سرو ندیده ست کس

چند نصیحت کند دوستم از نیک و بد

چند ملامت کند دشمنم از پیش و پس

بی‌سبب درد نیست ناله و فریاد من

جنبش چیزی بود موجبِ بانگِ جرس

آه نزاری زُدود آینهٔ روح را

آینه گرچه که آه تیره کند از نفس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام