گنجور

شمارهٔ ۶۵۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

نوبهارست و صبا عنبر بیز

روح خواهد که شود راح آمیز

در چنین وقت خوش آمد پیوند

نازنینا مکن از ما پرهیز

صلح پیش آر و صفا کن گرچه

از شگرفان نه بدیع است ستیز

دلم از زلف درآویخته‌ای

کس ندارد به ازین دست‌آویز

عشق تو در رگ جانم پیچید

هم چو در پنبهٔ خشک آتشِ خیز

قیس وحشی شد و هم چاره نداشت

کی میسر شود از عشق گریز

از بناگوش نباتش بچکد

خوی به آوازهٔ تو در تبریز

لب شیرین تو بیرون بردی

شور شیرین ز مذاق پرویز

گَردِ حسن تو ندیدی شیرین

گرچه از باد گذشتی شبدیز

عیش شیرین نزاری لب تو

تلخ کرد از شکر شورانگیز

سر فدای قدم تست بیا

تازه کن رسم قیامت برخیز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.