گنجور

شمارهٔ ۴۱۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

اگرم باز ملاقات میسّر گردد

بخت باز آید و ادبار ز من برگردد

گرچه با هم چو منی وصلِ تو از رویِ قیاس

صورتی نیست که در عقل مصوّر گردد

هم بکوشم که به هر گاه که یک روی کنند

هر چه مطلوب بود زود میسّر گردد

نیک بخت است که بر خاکِ سر کویِ حبیب

رخصتی یابد و چون خاک مجاور گردد

بختِ من بین که رقیبم چو ببیند از دور

با گران جانی در حال سبک بر گردد

سرِ مویی نکند در دلِ سنگینش اثر

گر به سیل آبِ سرم خاک به خون تر گردد

گردِ کویِ تو به بویِ سرِ زلفت گردم

هم چو پروانه که بر شمعِ معنبر گردد

گوشه یی بر فکن از برقع و طلعت بنمای

تا به دیدارِ توم دیده منوّر گردد

روزگاری ست که بر ماهِ تو مهر آوردم

دلِ حر با صفتم ز آن همه بر خور گردد

هر که را آرزویِ مهر و وفا خواهد کرد

چون نزاری ز پیِ ازهر و مزهر گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام