گنجور

شمارهٔ ۳۸۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح

خم می دارد بر معجزه ی او ترجیح

او اگر کرد یکی مرده به عمری زنده

من به می مرده بسی زنده کنم لال فصیح

بوی درز در می خانه نسیم است ز خلد

روح را تازه کند رایحه راح به ریح

با من تشنه جگر کرد می روشن دل

آن چه با مزهر عاشق به وفا کرد صحیح

اهل تزویر بر آنند که تائب شده ام

توبه بر من نتوان بست به بهتان صریح

مردمان در حق من هرچه بتر می گویند

عشق بی علت وتحسین نبود بی تقبیح

معرفت باید و اخلاص که بی صدق و صفا

کم ز زنار و صلیب است ردا و تسبیح

غفر الله نزاری که زمیدان جهان

گوی برده ست به چوگان سخن های ملیح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام