گنجور

شمارهٔ ۳۰۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر زبان در من کشند انکار نیست

مدعی را حد این اسرار نیست

قصه ی مجنون هم از مجنون شنو

عاقلان را با مجانین کار نیست

گر زبان طعن شد بر من دراز

چون کنم کوته نظر را بار نیست

در نمیگنجد کسی با او جز او

در حریم عاشقان دیّار نیست

تا بننمایند نتوانی شناخت

علم و عقل آنجا به جز پندار نیست

تا که را روشن کند توفیق چشم

ورنه کس را زهره ی دیدار نیست

احتمال سِرِّ صاحب درد را

یار می باید و لیکن یار نیست

عاشقان هستند در کویش ولیک

بنگر اکنون چون نزاری زار نیست

خواب اگر بر دیده بیند همچو نعل

جز مژه در چشم او مسمار نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام