گنجور

شمارهٔ ۱۹۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر از خیال مرا با تو دوش صورت بست

که در مقام وفا با منت نفاقی هست

شنیده باشی و دانی که در مثل گویند

حدیث مست نگیرند عاقلان بر دست

در این که ترک ادب کردم اشتباهی نیست

ولی درست شود شیشه باز چون بشکست

هزار بندگی ات کرده ام به یک تقصیر

ز دوستان وفادار باز نتوان جست

ز وصل و هجر بر ابنای روزگار به فخر

ز اتفاق شما کرده ام غلو پیوست

چنان مکن که زبان در کشند دشمن و دوست

که جوش و بوش نزاری به عاقبت بنشست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام