گنجور

شمارهٔ ۱۸۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

آنجا همه شیر و انگبین است

این جا بنگر که همچنین است

ساقی غِلمانِ ماه روی اند

شیر و می و شهد و حور عین است

از مجلس ما اگر درآیی

بینی که بهشت راستین است

ما را مشمر ز خودپرستان

شک ممتنع از پی یقین است

آن قوم که برفکندگان اند

آن شیوه برون از آن و این است

خودبینی و خود پرستی یار

این هر دو خلاف شرع و دین است

هر کو در نام و ننگ بربست

با حور بهشت همنشین است

ایمن نیی از فرشته نفس

تا لشکر دیو در کمین است

فی الوقت ز ملک مصر خوش تر

آن را که شکر لبی قرین است

بر معتقد نزاری مست

نفرین چه کنی که آفرین است

از عین یقین خبر ندارند

آن را خیال پیش بین است

فی الجمله خلاف در میانه

از غایت حقد و بغض و کین است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام