گنجور

شمارهٔ ۱۳۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ندانسته بودی تو ای دوست راست

که راه خدا پر نهنگ بلاست

نیرزد دو عالم به یک کاسه دوغ

ز فرط سخایی که در طبع ماست

دل و دین و جان و تن و مال و جاه

اگر در سر دوست کردی رواست

وگرنه حرام است بر تو چو خوک

ز من بشنو ای گرگ فرسوده راست

ز ما و من تست چندین خلاف

وگرنه یکی بس دویی از چه خاست

به گوشت فرو کوفت سد ره سروش

ندانی ولیکن که رمز از کجاست

معلق به مویی و غافل حریص

که چاه است و در قعر چاه اژدهاست

گریز از مقامی که در منزلش

فراق و وصال است و خوف و رجاست

نزاری مده پند مغرور را

که بر مار کر کردن افسون خطاست

رموز محقق مگو با جهول

سر و برگ بیهوده گفتن که راست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام