گنجور

شمارهٔ ۱۳۵۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در دل نشسته ای اگر از دیده می روی

موقوفِ وقت نیست ملاقاتِ معنوی

بر دوستان مسافتِ شکلی حجاب نیست

ای دوست جهد کن که از آن دوستان شوی

چندان که ممکن است وفا کن به حسنِ عهد

زنهار تا به گفتِ بد آموز نگروی

ترسم خلافِ عهد کنی و أسّف خوری

هان کوش تا نصیحتِ یارانه بشنوی

محمود نیست عاقبتِ ناخدای ترس

گویند ز آن که کاشته ای بیش ندروی

از عقده ی وبال بر اندیش و زخمِ نیش

هر چند ماه طلعت و خورشید پرتوی

باطل مکن امیدِ نزاری روا مدار

آزارِ دوستان که گناهی بود قوی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام