گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

باز آمده‌ام تشنه لبی خشک دهانی

آشفته سری در هوسِ پسته دهانی

از من رمقی بیش نمانده‌ست کی‌ام من

مجروح تنی خسته دلی سوخته جانی

گر هیچ به سر وقتِ من آید به عیادت

بیمارِ کهن باز شود تازه جوانی

ده‌ بار شدم زنده و ده بار بمردم

یک بار نپرسید که چون است فلانی

باشد که گذر بر منِ مسکین کند ام‌شب

ام‌روز درافتاد خیالم به گمانی

بی واسطه ی رقعه و پیغام نبینم

زیرا که میانِ دل ما هست نشانی

هیهات نزاری که چه خوش باشد اگر یار

تشریفِ حضوری دهد از غیب زمانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام