گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

پیری‌ست مرا چو نو جوانی

در عالمِ عشق مهربانی

از غایتِ شوق هر زمانی

از جانبِ دوست ترجمانی

چون بر گویم که کیست آری

ماییم و محبتِ فلانی

کس نشناسد فلانِ ما را

نابرده ز ما به او نشانی

او ساکنِ خلوتِ خرابات

ماییم و سری و آستانی

ما سَتر به پیش برگرفتیم

تا کس نبرد به ما گمانی

خود پُر شده بود تا بدیدیم

از سَترِ صلاحِ ما جهانی

آری چه کنیم بر نزاری

ناگاه برفت امتحانی

بر شارعِ چارسویِ عشقم

خلقی به نظاره هر زمانی

از قصه ی ما چو باز دیدی

جایی نه که نیست داستانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.