گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

دگر باره کردم اعادت به می

اِلی اصلِه یَرجع کلُّ شَی

به تحصیلِ لیلیِ من بی قرار

چو مجنون در افتاده از حی به حی

بر امّید کرّوبیِ هم نفس

بساطِ زمین کرده ام جمله طی

کنون یافتم آن چه مطلوب بود

شدم فارغ از وعده ی کو و کی

به رسمِ رنودم به کف بر کؤوس

چه کارم به آیینِ کاووس و کی

زمانه ندانم که دردِ مرا

دوا تا به کی کرد خواهد به کی

به راحی مداوا کنم روح را

که عکسش بریزد ز خورشید خوی

همه ساله بر خم بگردم چنان

که پیرامنِ قُطب گردد جدَی

من و سر نهادن بر آن آستان

که خم خانه مشتق شد از نامِ وی

نزاری ز اندوهِ مَی شد نزار

بهل تا بنالد به زاری چو نی

خداوندِ فطرت ز مبدایِ کون

سخن را بدو داد و او را به مَی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.