گنجور

شمارهٔ ۱۲۹۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دگر باره کردم اعادت به می

اِلی اصلِه یَرجع کلُّ شَی

به تحصیلِ لیلیِ من بی قرار

چو مجنون در افتاده از حی به حی

بر امّید کرّوبیِ هم نفس

بساطِ زمین کرده ام جمله طی

کنون یافتم آن چه مطلوب بود

شدم فارغ از وعده ی کو و کی

به رسمِ رنودم به کف بر کؤوس

چه کارم به آیینِ کاووس و کی

زمانه ندانم که دردِ مرا

دوا تا به کی کرد خواهد به کی

به راحی مداوا کنم روح را

که عکسش بریزد ز خورشید خوی

همه ساله بر خم بگردم چنان

که پیرامنِ قُطب گردد جدَی

من و سر نهادن بر آن آستان

که خم خانه مشتق شد از نامِ وی

نزاری ز اندوهِ مَی شد نزار

بهل تا بنالد به زاری چو نی

خداوندِ فطرت ز مبدایِ کون

سخن را بدو داد و او را به مَی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام